یاریار
تنبور دل گرفته ی من،یاریار کن
شوری به چنگ آور و وجدی شکار کن
چندی سکوت کردی و سرکه شراب شد
پایان گرفت گوشه نشینی،هوار کن
آیینه باش رو به صداهای ماوراء
از کائنات نغمه بگیر و نثار کن
تا چند زیر پرده بماند جنون من
این نعره ی نهان مرا آشکار کن
ای ذات ماورای صداها و رنگها
ما را به آن سکوت مقدس دچار کن
فرخنده باد! پنجه ی حق می نوازدت
تنبور گُر گرفته ی من،یاریار کن
+ ادامه مطلبو ميخواي؟پس فشار بده اينجاشو ضمنا شايد همشو خوندي و خبر نداري ! به هر حال اگه ادامه داشته باشه ، اينجاست نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 13:58 توسط من يا مهربونايي كه تو وبلاگاي نازشون خوشگل خوشگل نوشتن و من نميتونم اسمشونو بيارم : parsa |
صلح
پروردگارا، مرا به عنصر صلح و آرامش خود بدل کن؛
ترس کجاست؟ زمانی که من حامل عشق و دوستی انسان ها هستم.نفرت کجاست؟ وقتی که من حامل بخشش و گذشت هستم. شک و تردید کجاست؟ زمانی که قلب من جایگاه ایمان است. اشتباه کجاست؟ وقتی که من حامل حقیقت هستم. نومیدی کجاست ؟ زمانی که من دنیایی از امید هستم. تاریکی کجاست؟ زمانی که من حامل زیباترین ستاره های پر نور هستم.
+ ادامه مطلبو ميخواي؟پس فشار بده اينجاشو ضمنا شايد همشو خوندي و خبر نداري ! به هر حال اگه ادامه داشته باشه ، اينجاست نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 13:35 توسط من يا مهربونايي كه تو وبلاگاي نازشون خوشگل خوشگل نوشتن و من نميتونم اسمشونو بيارم : parsa |




































